حکایتی عاشقانه از رویای آمریکایی

حکــایتی عاشــقانه از رویــای آمریکـــایی

 

نهنگ عنبر

 

نهنگ عنبر با بازی درخشان رضا عطاران و مهناز افشار به زیبایی و جذاب بودن فیلم کمک شایان توجهی کرده است

این فیلم دارای دو لایه می باشد لایه اول ؛ کمدی –عاشقانه و لایه دوم؛ محتوای سیاسی – فرهنگی که از هر نظر شاید خود یک تهاجم فرهنگی و التقاط فکری باشد

این فیلم روایتی عاشقانه از ارژنگ صنوبر(رضا عطاران) ۵۰ساله است که عاشق و دلداده ی هم بازی دوران کودکی اش رویا(مهناز افشار) شده است در طول روایت داستان به صورت نامحسوس اتفاقات و تغییر ایدئولوژی ها را به نمایش می گذارد

روایت زندگی ارژنگ صونبر از سال ۱۳۴۰ با صدای روای فیلم(رضا عطاران) آغاز می شود و در طول ۵ دهه روایت می شود

ارژنگ صنوبر شخصیتی آرام ، غیر سیاسی و باصطلاح حزب باد است که عقیده ، تفکر و سبک زندگی خود را مطابق میل معشوق خود (رویا) تغییر می دهد

نهنگ عنبر

او اصلا متدین نیست و به اتفاقات سیاسی آن زمان هم بی تفاوت است او که یک سرباز فراری است و برای گذراندن زندگی و تهیه خرج و مخارجش فیلم ویدیویی که در آن زمان کار غیرقانونی بود کرایه می دهد و در اتفاقاتی توسط ماموران کمیته انقلاب دستگیر می شود و برای گذراندن خدمت سربازی به جبهه اعزام می شود زمانی که از جبهه باز می گردد تبدیل به یک فرد مذهبی و دینی شده است

نهنگ عنبر

فیلم نهنگ عنبر شرایط جامعه ی ایران و اقشار مختلف آن را به تصویر می کشد و کاراکتر های این فیلم نماینده های این اقشار هستند

رویا (مهناز افشار) نماینده قشر روشنفکر جامعه ی ایران می باشد او از کودکی هدفش سفر و اقامت در آمریکا است و مدام به ارژنگ پیشنهاد می دهد که همراه او به آمریکا سفر کند اما ارژنگ مخالفت می کند

نهنگ عنبر

ارژنگ نماینده قشر متوسط رو به پایین جامعه ی ایران است که مدام بدنبال زندگی بهتر می باشد که هربار با مشکلاتی برخورد می کند که برنامه های او را با شکست مواجه می کند

زمانیکه ارژنگ از جبهه باز می گردداو را با فیلم هایی که در گذشته پخش می کرده و دستگاه های ویدیو دستگیر می کنند او در شهربانی با روحانی که در منطقه (جبهه) حضور داشته برخورد می کند و با سفارش ایشان برای مدت کوتاهی به عضویت کمیته انقلاب در می آید

نهنگ عنبر

در سکانسی وقتی جوانان را یه علت های گونانون بازداشت می کنند ارژنگ با یک تذکر کوتاه دور از چشم ماموران دیگر آن ها را رها می کند (یک جوان با تی شرت آستین کوتاه ، یک نفر با موی ژل زده ، یک دختر با ناخن لاک زده ، و…) این سکانس نمایش طنز گونه ی تلخ از یک افراط در اوایل انقلاب می باشد اما این رفتار او خوشایند ماموران کمیته نیست و عذر اورا می خواهند بعد از این ماجرا به عنوان محافظ همان روحانی مشغول به کار می شود و در مسیری که آن روحانی حرکت می کند مردم را به طرز خشونت آمیزی از مقابل این روحانی خارج می کند که بیانگر این مطلب است در آن برهه هرکس در مسیر بعضی از روحانیون که سلیقه ای عمل می کردند نبود باید از مسیر خارج می شد و همه باید طبق دیدگاه عده ای که خود را معیار دین و اسلام می دانستند عمل کنند همان جمعیت باصطلاح چماق به دست که نماد افراط در مذهب و انقلاب بودند امثال اکبر گنجی ، مهاجرانی ، کدیور و …. او از این شغل هم اخراج می شود

نهنگ عنبر

ارژنگ از طریق دوست مشترک خود و رویا متوجه می شود که رویا در آمریکا ازدواج کرده است و ارژنگ تصمیم می گیرد با فرناز(ویشکا آسایش) دوست مشترک خود و رویا ازدواج کند

او با فرناز ازدواج می کند تا اینکه رویا از همسر خود در آمریکا جدا شده است و به ایران باز می گردد ارژنگ با شنیدن این خبر فرناز را طلاق می دهدو از رویا خواستگاری می کند اما رویا با همسایه پدر ارژنگ که دندان پزشک است ازدواج می کند و دوباره به آمریکا باز می گردد

اما نکات این سکانس که مربوط به بازگشت رویا است جالب توجه است:

آرایش های غلیظ ، لباس های کوتاه و باز، روابط آزاد و راحت با مردان غریبه و زمانیکه ارژنگ اعتراض می کند به این نوع رفتار رویا به او پاسخ میدهد که تغییر کرده است

بعد از اینکه رویا به آمریکا بر میگردد “پناه” دوست قدیمی پدر ارژنگ به او پیشنهاد کار می دهد و باتفاق یکدیگر یک دفتر روزنامه راه انداز ی می کنند و بعد از گذشت مدتی با استفاده از رابطه و رانتی که “پناه” دارد به ساخت و ساز ساختمان مشغول می شوند و اوضاع زندگی ارژنگ تغییر اساسی می کند و او پولدار می شود بالطبع شخصیت او نیز تغییر می کند و تبدیل می شود به یک روشنفکر طبقه بالا جامعه او کراوات می زند ،به مهمانی های آنچنانی می رود و با ارژنگ سال های گذشته کاملا متفاوت است

نهنگ عنبر

“رویا” به عنوان یک زن ایرانی نماد عقیده و سرزمین است که حالا از یک زن ایرانی مسلمان تبدیل شده است به یک زن لیبرال و غربی سکانس های پایانی فیلم زمانیکه ارژنگ در پنجاه سالگی از رویا خواستگاری می کند در مدت زمانی که رویا می خواهد پاسخ بدهد دوربین افرادی که از سال های پیش و دهه های قبل با عقیده های مختلف که عموما متدین بودند نشان می دهد و در انتها به چهره ارژنگ می رسد این سکانس بسیار مفهومی اسنه و بیانگر این مطلب است که ؛ ارژنگ اصیل ایرانی همه ی این عقیده ها و فرهنگ ها را و از همه مهمتر دین را تجربه کرده و از آن ها آزاد شده و به عقیده لیبرالی و غربی رسیده است همانطور که از ابتدای فیلم “رویا” به ارژنگ اصرار می کند که به آمریکا برود ولی ارژنگ قبول نمی کند و بعد از ۴۰ سال این همه مشکل و شکست را تجربه کرد اما پیام ها اصلی و محتوایی این فیلم این است که ؛ ایران کشوری برای پیشرفت و ترقی کردن نیست و موفقیت فقط و فقط در گرو زندگی در آمریکا است همچنین پیام دیگر فیلم به مخاطب القا می کند که دین مانع پیشرفت و موفقیت انسان است

اما نکته مهم این فیلم است که باید۱- دین را از متن زندگی مردم ایران خصوصا نوجوانان و جوانان حذف کرد و بجای آن اندیشه لیبرالی و سکولار را جایگزین کرد ۲- دختران و زنان ایران زمین را به فرهنگ غربی و لیبرالی مجهز کرد تا بتوان خانواده ایرانی را از هم گسست و رویای آمریکایی و کشور آمریکا را به عنوان سرزمین نجات بخش و آینده ساز معرفی کرد و در نهایت نهادینه کردن سبک زندگی آمریکایی بجای سبک زندگی ایرانی – اسلامی.

دارد زمان آمدنت دیر می شود…

علیرضا پورمسعود

***دانلود PDF مقاله***

 

کپی و انتشار مطالب بدون ذکر منبع شرعا جایز نمی باشد

10+

کاربرانی که این مطلب را پسندیده اند:

یک نظر

سلام
با نهایت تشکر
من با اخر نقدتون به شدت مخالف
کارگردان این فیلم سامان مقدم هست و کلا چندان موافق وضع سیاسی و اجتماعی و شاید حتی فرهنگ اسلامی نیست، اما ایشون با سفر به خارج با دید سطحی و عشق امریکا بودن بشدت مخالفه، نشانه بارزش تو فیلم مکس
تو این فیلم هم اگه دقت کرده باشید تمام کاراکتر های منفور (مادر که خیانت کرد،رویا و یه شخحصیت دیگه که یادم نیست) همه به امریکا سفر کردن و رویا هم هر موقع از امریکا برگشت خیلی اذیت شده بود اونور
این فیلم خیلی مشکلات داشت که ذکر کردید، اما در مورد امریکا فک میکنم بازدارنده بود
یه نکته دیگه هم که درست نفهمیدم، سکانس اول فیلم بود؛ اخر قصه نشون داد و گفت من یه ادم ۵۰ سالمو هیچ کسو ندارم، بدبختی ارژنگو نشون داد بعد شروع کرد زندگی شو به تصویر کشیدن، شاید میخاست بگه این ادم که به قول شما حزب باید بود و کلا سبک زندگی جوونای الاف و بی دین رو داشت اخرش این شد.

من یکی از طرفدارای شما، البته بیشتر تو حوزه نقد فیلم. نقدای فیلماتون رو حتما میبینم، پیشنهاد میکنم بیشتر انرژیتون رو روی این کار اختصاص بدید، مخصوصا فیلمای خارجی. جای نقدای مفهومی و نکته بینی فیلمای هالیوود خالیه تو اینترنت؛ قبلا استاد رائفی پور انجام میدادن، اما الان حوزه کاریشون رو وسیع تر کردن
پیشنهاد میکنم شما این کارو دست بگیرید، از کارای قبلیتون استفاده کردم

باز هم تشکر
علی یارتون

3+

پاسخ دهید


3 + 6 =