مرگ عبدالله | پاسخ به انتقادها

بسمه تعالی

در منزل ششم از سلسله جلسات معبر آخرالزمان حقیر در ابتدای سخنرانی نکاتی را پیرامون مرگ این ملعون(ملک عبدالله) و تطبیق آن با روایت صادر شده از معصوم(ع) در خصوص مرگ عبدالله و نزدیکی ظهور ارائه نمودم که دوستان محبت فرمودند و این چند دقیقه را به صورت کلیپ در فضای مجازی منتشر کردند

لینک کلیپ

بعد از اتمام سخنرانی بنده افرادی که در سالن حضور داشتند و همچنین تماس و کامنت هایی که دریافت کردیم نسبت به آنچه بیان کردم انتقاد داشتند و اصل حرف و نقدشان این بود روایتی مربوط به مرگ عبدالله را استاد پناهیان به نقل از استاد کورانی تایید کردند

2015-02-04_220853 2015-02-04_221144

لینک مطلب مذکور در سایت استاد پناهیان

لازم به ذکر است بنده به هیچ عنوان قصد توهین یا جسارت به استاد پناهیان یا استاد کورانی را ندارم و نخواهم داشت لذا مقاله پیش رو یک بحث علمی است که خوشحال می شوم پاسخ آن را دریافت کنم

اصل بحث:

در خصوص ظهور از آیات و روایات دو مساله در اختیار ما قرار دارد :

یکی شرایط ظهور و دیگری نشانه های ظهور که هردوی این ها باعث هدایت و تشخیص حق از باطل است اما شرایط ظهور و نشانه های ظهور تعریف دارد

شرابط ظهور عبارت است از زمینه هایی که باید ایجاد شود تا ظهور اتفاق بیفتد به طور مثال وقتی ما میخواهیم بذری را در زمین بکاریم برای به ثمر نشستن آن و تبدیل شدن آن به محصول نیازمند شرایطی است مثل : آب و هوای مناسب ، خاک حاصل خیز، نور کافی و … تا این بذر به ثمر بنشیند اگر هرکدام از این شرایط نباشد این بذر به ثمر نخواهد نشست حالا حتی اگر تمام نشانه ای مورد نظر یک بذر مرغوب را دارا باشد

اما این مطلب به معنی بیهوده بودن نشانه ها نیست بلکه نشانه نیز فلسفه و کارکرد مخصوص خود را دارد نشانه از موضوعی روایت می کند یعنی اتفاق یا پدیده ای را تعریف می کند به طور مثال

موی سپید از پا به سن گذاشتن و پیری حکایت می کند یا زرد شدن برگ های درختان حکایت از آمدن پاییز می کند هم چنین فلسفه وجود نشانه ها تشخیص حق از باطل و یادآوری مساله ای مهم برای افراد سات به طور مثال :

پیغمبر گرامی اسلام (ص) بارها حقانیت و جانشینی امیرالمومنین را گوشزد فرموده بودند اما در بیانی متذکر شدند که عمار را گروهی باطل به قتل می رسانند

هدف پیامبر(ص) از نقل این نشانه نجات افرادی که دچار فتنه می شوند و ممکن است در حقانیت امیرالمومنین(ع) دچار لغزش شوند بود لذا نشانه های ظهور هم بدین جهت بیان شده است که مردم عصر ظهور از طوفان فتنه ها نجات پیدا کنند حال نشانه ها به دو دسته نشانه های اصلی و نشانه های فرعی تقسیم می شوند

نشانه های اصلی عبارت اند از:

خروج سفیانی ،خروج یمانی ، صیحه آسمانی ، خسف بیداء ، کشته شدن نفس زکیه

که حتی این پنج نشانه ذکر شده بعضی از آن ها در دل ظهور قرار دارد این نکته حائز اهمیت این است که ظهور قائم (عج) با قیام قائم (عج) تفاوت دارد زیرا در بعضی روایات معصومین(ع) آمده است ظهور قائم (عج) و در بعضی آمده است قیام قائم(عج) لذا باید در متن روایات دقت نظر به خرج دادکه اگر نشانه ای بیان شده است به نزدیکی قیام اشاره دارد یا نزدیکی ظهور همانطور که در روایات آمده است:

که فاصله بین قیام حضرت و کشته شدن نفس زکیه ۱۵ روز است ئس با توجه به این نکته که برخی نشانه ها در دل ظهور قرار دارد این موضوع را می توان فهمید که اصل ظهور بسیار مورد توجه قرار گرفته است

با این مقدمه به مساله مرگ عبدالله می پردازیم

حدود پنج سال قبل مستندی ساخته شد که سراسر انحراف بود در آن به بحث نشانه های ظهور پرداخته بود و مهمترین استنادی که در آن انجام می شد کتاب عصر ظهور استاد کورانی بود در همان مستند برای اولین بار به روایتی از پیامبر(ص) اشاره شد که در عربستان آل به حکومت می رسد و فردی به پادشاهی می رسد که نام او نام حیوان است بعد از او برادرش عبدالله به قدرت می رسد بعد از مرگ او حکومت ها بی ثبات می شود و هرکس مرگ عبدالله را برای من تضمین کند قیام قائم را برای او تضمین می کنم

Zohoor-Nazdik-Ast_Cover_02[Www_FarsiMode_Com]

اما اصل روایت که در آن مستند ذکر شد این است:

عن مسند احمد عن النبی(صلی الله علیه وآله): یحکم الحجاز رجل اسمه علی اسم حیوان اذا رایته حسبت فی عینه الحول من البعید و اذا اقتربت منه لا تری فی عینه شیئا ،یخلفه له أخ اسمه عبد الله ،ویل لشیعتنا منه- أعادها ثلاثا-بشرونی بموته أبشرکم بظهور الحجه

رسول خدا(ص) فرمود: بر حجاز (عربستان) مردی که اسمش، اسم حیوان است، حکومت می‌کند (فهد=یوزپلنگ)، اگر از دور به او نگاه کنی، درچشمش انحراف (چپی) می‌بینی، ولی اگر به او نزدیک شدی، در چشمش مشکلی نمی‌بینی، جانشین یا خلیفه‌اش برادرش که اسمش عبدالله است، خواهد بود، وای بر شیعه ما از دست او، پس این جمله را سه بار تکرار کرد: بشارت مرگش را به من بدهید، شما را به ظهور حجت بشارت می‌دهم

مائتان وخمسون علامه حتی ظهور، ص۱۳۷

11790023

Arabestan04

تنها منبع این روایت کتاب ۲۵۰ علامت در ظهور امام مهدی(عج) می باشد که در این کتاب هم از مسند احمد نقل کرده است اما مساله اینجاست که با مراجعه به کتاب مسند احمد این روایت موجود نیست نه تنها در این کتاب بلکه در هیچ کتاب روایی شیعه و سنی موجود نیست یعنی این روایت وجود خارجی ندارد و نویسنده کتاب مذکور بیان می کند که این روایت را یکی از علما مطلع برای من نقل کرده است اما این مطلب دلیل بر صحیح بودن روایت نیست زیرا در بحث علم رجال شیعه تا تمام افرادی که روایتی را نقل کرده اند تایید نشوند و در اصطلاح ثقه نباشد آن روایت فاقد اعتبار می باشد و به صرف اینکه یکی از مطلعین بیان کرده نمی توان استناد کرد همانطور که بعضی از عزیزان بر روی مطلبی که وجود خارجی ندارد بحث می کنند اما اصل روایت که در مورد عبدالله نقل شده است چیست؟

عَنْ أَبِی بَصِیرٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِاللَّهِ ع یَقُولُ‏ مَنْ یَضْمَنْ لِی مَوْتَ عَبْدِاللَّهِ أَضْمَنْ‏ لَهُ الْقَائِمَ ثُمَّ قَالَ إِذَا مَاتَ عَبْدُاللَّهِ لَمْ یَجْتَمِعِ النَّاسُ بَعْدَهُ عَلَى أَحَدٍ وَ لَمْ یَتَنَاهَ هَذَا الْأَمْرُ دُونَ صَاحِبِکُمْ إِنْ شَاءَ اللَّهُ وَ یَذْهَبُ مُلْکُ السِّنِینَ وَ یَصِیرُ مُلْکُ الشُّهُورِ وَ الْأَیَّامِ فَقُلْتُ یَطُولُ ذَلِکَ قَالَ کَلا»؛ ابوبصیر روایت می‌کند که گفت: شنیدم حضرت صادق(ع) می‌فرمود: هر کس مردن عبداللَّه را براى من ضمانت کند، من هم آمدن قائم را براى او ضمانت می‌کنم، بعد از آنکه عبداللَّه مرد، دیگر مردم بر سر کسى اجتماع نمی‌کنند و این امر به خواست خدا به صاحب شما منتهى می‌شود و بعد از آن سلطنت سال‌ها از بین می‌رود و به سلطنت ماه‏‌ها و روزها تبدیل مى‏‌شود، عرض کردم: آیا آن زمان طول می‌کشد؟ فرمود هرگز:

((الغیبه، شیخ طوسی، ص ۴۴۷))

اما نکات این روایت:

۱-ظهور و قیام:

هرکس مرگ عبدالله را برای من تضمین کند قیام قائم را برای او تضمین می کنم لذا اگر به این عبارت دقت کنیم امام (ع) می فرماید: قیام قادم نفرموده ظهور قائم پس شاید بتوان این برداشت را کرد که مقوله ظهور با قیام در روایات متفاوت است و ولی معصوم(ع)سخن بیهوده نمی گوید پس شاید ظهور اتفاق افتاده است و بعد عبدالله نامی میمیرد که امام(ع) فرموده قیام را تضمین می کنم یعنی ممکن است این روایت برای بعد از واقعه ظهور است و نه عصر غیبت

۲-حال فرض را به این می گذاریم که تحلیل اول صحیح نباشد به نکته ای دیگر در این روایت اشاره می کنیم که در شب نیمه شعبان امام حسن عسکری(ع) به حکیمه خاتون می فرمایند:

حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بْنِ الْوَلِیدِ رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَى الْعَطَّارُ قَالَ حَدَّثَنَا أَبُو عَبْدِ اللَّهِ الْحُسَیْنُ بْنُ رِزْقِ اللَّهِ قَالَ حَدَّثَنِی مُوسَى بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ الْقَاسِمِ بْنِ حَمْزَهَ بْنِ مُوسَى بْنِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ بْنِ عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ ع قَالَ حَدَّثَتْنِی حَکِیمَهُ بِنْتُ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِیِّ بْنِ مُوسَى بْنِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ بْنِ عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ ع قَالَتْ‏ بَعَثَ إِلَیَّ أَبُو مُحَمَّدٍ الْحَسَنُ بْنُ عَلِیٍّ ع فَقَالَ یَا عَمَّهِ اجْعَلِی إِفْطَارَکِ هَذِهِ اللَّیْلَهَ عِنْدَنَا فَإِنَّهَا لَیْلَهُ النِّصْفِ مِنْ شَعْبَانَ فَإِنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى سَیُظْهِرُ فِی هَذِهِ اللَّیْلَهِ الْحُجَّهَ وَ هُوَ حُجَّتُهُ فِی أَرْضِهِ قَالَتْ فَقُلْتُ لَهُ وَ مَنْ أُمُّهُ قَالَ لِی نَرْجِسُ قُلْتُ لَهُ جَعَلَنِی اللَّهُ فِدَاکَ مَا بِهَا أَثَرٌ فَقَالَ هُوَ مَا أَقُولُ لَکِ قَالَتْ فَجِئْتُ فَلَمَّا سَلَّمْتُ وَ جَلَسْتُ جَاءَتْ تَنْزِعُ خُفِّی وَ قَالَتْ لِی یَا سَیِّدَتِی وَ سَیِّدَهَ أَهْلِی کَیْفَ أَمْسَیْتِ فَقُلْتُ بَلْ أَنْتِ سَیِّدَتِی وَ سَیِّدَهُ أَهْلِی قَالَتْ فَأَنْکَرَتْ قَوْلِی وَ قَالَتْ مَا هَذَا یَا عَمَّهِ قَالَتْ فَقُلْتُ لَهَا یَا بُنَیَّهُ إِنَّ اللَّهَ تَعَالَى سَیَهَبُ لَکِ فِی لَیْلَتِکِ هَذِهِ غُلَاماً سَیِّداً فِی الدُّنْیَا وَ الْآخِرَهِ قَالَتْ فَخَجِلَتْ وَ اسْتَحْیَتْ فَلَمَّا أَنْ فَرَغْتُ مِنْ صَلَاهِ الْعِشَاءِ الْآخِرَهِ أَفْطَرْتُ وَ أَخَذْتُ مَضْجَعِی فَرَقَدْتُ فَلَمَّا أَنْ کَانَ فِی جَوْفِ اللَّیْلِ قُمْتُ إِلَى الصَّلَاهِ فَفَرَغْتُ مِنْ صَلَاتِی وَ هِیَ نَائِمَهٌ لَیْسَ بِهَا حَادِثٌ ثُمَّ جَلَسْتُ مُعَقِّبَهً ثُمَّ اضْطَجَعْتُ ثُمَّ انْتَبَهْتُ فَزِعَهً وَ هِیَ رَاقِدَهٌ ثُمَّ قَامَتْ فَصَلَّتْ وَ نَامَتْ قَالَتْ حَکِیمَهُ وَ خَرَجْتُ أَتَفَقَّدُ الْفَجْرَ فَإِذَا أَنَا بِالْفَجْرِ الْأَوَّلِ کَذَنَبِ السِّرْحَانِ وَ هِیَ نَائِمَهٌ فَدَخَلَنِی الشُّکُوکُ فَصَاحَ بِی أَبُو مُحَمَّدٍ ع مِنَ الْمَجْلِسِ فَقَالَ لَا تَعْجَلِی یَا عَمَّهِ فَهَاکِ الْأَمْرُ قَدْ قَرُبَ قَالَتْ فَجَلَسْتُ وَ قَرَأْتُ الم السَّجْدَهَ وَ یس فَبَیْنَمَا أَنَا کَذَلِکَ إِذِ انْتَبَهَتْ فَزِعَهً فَوَثَبْتُ إِلَیْهَا فَقُلْتُ اسْمُ اللَّهِ عَلَیْکِ ثُمَّ قُلْتُ لَهَا أَ تُحِسِّینَ شَیْئاً قَالَتْ نَعَمْ یَا عَمَّهِ فَقُلْتُ لَهَا اجْمَعِی نَفْسَکِ وَ اجْمَعِی قَلْبَکِ فَهُوَ مَا قُلْتُ لَکِ قَالَتْ فَأَخَذَتْنِی فَتْرَهٌ وَ أَخَذَتْهَا فَتْرَهٌ فَانْتَبَهْتُ بِحِسِّ سَیِّدِی فَکَشَفْتُ الثَّوْبَ عَنْهُ فَإِذَا أَنَا بِهِ ع سَاجِداً یَتَلَقَّى الْأَرْضَ بِمَسَاجِدِهِ فَضَمَمْتُهُ إِلَیَّ فَإِذَا أَنَا بِهِ نَظِیفٌ مُتَنَظِّفٌ فَصَاحَ بِی أَبُو مُحَمَّدٍ ع هَلُمِّی إِلَیَّ ابْنِی یَا عَمَّهِ فَجِئْتُ بِهِ إِلَیْهِ فَوَضَعَ یَدَیْهِ تَحْتَ أَلْیَتَیْهِ وَ ظَهْرِهِ وَ وَضَعَ قَدَمَیْهِ عَلَى صَدْرِهِ ثُمَّ أَدْلَى لِسَانَهُ فِی فِیهِ وَ أَمَرَّ یَدَهُ عَلَى عَیْنَیْهِ وَ سَمْعِهِ وَ مَفَاصِلِهِ ثُمَّ قَالَ تَکَلَّمْ یَا بُنَیَّ فَقَالَ أَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَحْدَهُ لَا شَرِیکَ لَهُ وَ أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً ۱۴ رَسُولُ اللَّهِ ص ثُمَّ صَلَّى عَلَى أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ وَ عَلَى الْأَئِمَّهِ ع إِلَى أَنْ وَقَفَ عَلَى أَبِیهِ ثُمَّ أَحْجَمَثُمَّ قَالَ أَبُو مُحَمَّدٍ ع یَا عَمَّهِ اذْهَبِی بِهِ إِلَى أُمِّهِ لِیُسَلِّمَ عَلَیْهَا وَ أْتِینِی بِهِ فَذَهَبْتُ بِهِ فَسَلَّمَ عَلَیْهَا وَ رَدَدْتُهُ فَوَضَعْتُهُ فِی الْمَجْلِسِ ثُمَّ قَالَ یَا عَمَّهِ إِذَا کَانَ یَوْمُ السَّابِعِ فَأْتِینَا قَالَتْ حَکِیمَهُ فَلَمَّا أَصْبَحْتُ جِئْتُ لِأُسَلِّمَ عَلَى أَبِی مُحَمَّدٍ ع وَ کَشَفْتُ السِّتْرَ لِأَتَفَقَّدَ سَیِّدِی ع فَلَمْ أَرَهُ فَقُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاکَ مَا فَعَلَ سَیِّدِی فَقَالَ یَا عَمَّهِ اسْتَوْدَعْنَاهُ الَّذِی اسْتَوْدَعَتْهُ أُمُّ مُوسَى ع قَالَتْ حَکِیمَهُ فَلَمَّا کَانَ فِی الْیَوْمِ السَّابِعِ جِئْتُ فَسَلَّمْتُ وَ جَلَسْتُ فَقَالَ هَلُمِّی إِلَیَّ ابْنِی فَجِئْتُ بِسَیِّدِی ع وَ هُوَ فِی الْخِرْقَهِ فَفَعَلَ بِهِ کَفَعْلَتِهِ الْأُولَى ثُمَّ أَدْلَى لِسَانَهُ فِی فِیهِ کَأَنَّهُ یُغَذِّیهِ لَبَناً أَوْ عَسَلًا ثُمَّ قَالَ تَکَلَّمْ یَا بُنَیَّ فَقَالَ أَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَ ثَنَّى بِالصَّلَاهِ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ عَلَى أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ وَ عَلَى الْأَئِمَّهِ الطَّاهِرِینَ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَیْهِمْ أَجْمَعِینَ حَتَّى وَقَفَ عَلَى أَبِیهِ ع ثُمَّ تَلَا هَذِهِ الْآیَهَ بسم الله الرحمن الرحیم‏ وَ نُرِیدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّهً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثِینَ وَ نُمَکِّنَ‏

لَهُمْ فِی الْأَرْضِ وَ نُرِیَ فِرْعَوْنَ وَ هامانَ وَ جُنُودَهُما مِنْهُمْ ما کانُوا یَحْذَرُونَ قَالَ مُوسَى فَسَأَلْتُ عُقْبَهَ الْخَادِمَ عَنْ هَذِهِ فَقَالَتْ صَدَقَتْ حَکِیمَه

حکیمه‏ دختر امام جواد علیه السّلام گوید: امام حسن عسکرى علیه السّلام مرا به نزد خود فراخواند و فرمود: اى عمّه! امشب افطار نزد ما باش که شب نیمه شعبان‏

است و خداى تعالى امشب حجّت خود را که حجّت او در روى زمین است ظاهر سازد. گوید: گفتم: مادر او کیست؟ فرمود: نرجس، گفتم: فداى شما شوم اثرى در او نیست، فرمود: همین است که به تو مى‏گویم، گوید آمدم و چون سلام کردم و نشستم نرجس آمد کفش مرا بردارد و گفت: اى بانوى من و بانوى خاندانم حالتان چطور است؟ گفتم: تو بانوى من و بانوى خاندان من هستى، گوید: از کلام من ناخرسند شد و گفت: اى عمّه جان! این چه فرمایشى است؟ گوید: بدو گفتم: اى دختر جان! خداى تعالى امشب به تو فرزندى عطا فرماید که در دنیا و آخرت آقاست، گوید: نرجس خجالت کشید و استحیا نمود.

و چون از نماز عشا فارغ شدم افطار کردم و در بستر خود قرار گرفته و خوابیدم و در دل شب براى اداى نماز برخاستم و آن را به جاى آوردم در حالى که نرجس خوابیده بود و رخدادى براى وى نبود، سپس براى تعقیبات نشستم و پس از آن نیز دراز کشیدم و هراسان بیدار شدم و او همچنان خواب بود سپس برخاست و نماز گزارد و خوابید.

حکیمه گوید: بیرون آمدم و در جستجوى فجر به آسمان نگریستم و دیدم فجر اوّل دمیده است و او در خواب است و شک بر دلم عارض گردید ناگاه‏

ابو محمّد علیه السّلام از محلّ خود فریاد زد اى عمّه! شتاب مکن! که اینجا کار نزدیک شده است. گوید: نشستم و به قرائت سوره الم سجده و سوره یس پرداختم و در این اثنا او هراسان بیدار شد و من به نزد او پریدم و بدو گفتم: اسم اللَّه بر تو باد آیا چیزى را احساس مى‏کنى؟ گفت: اى عمّه! آرى، گفتم: خودت را جمع کن و دلت را استوار دار که همان است که با تو گفتم. حکیمه گوید: مرا و نرجس را ضعفى فرا گرفت و به آواز سرورم به خود آمدم و جامه را از روى او برداشتم و ناگهان سرور خود را دیدم که در حال سجده است و مواضع سجودش بر زمین است او را در آغوش گرفتم دیدم پاک و نظیف است. ابو محمّد علیه السّلام فریاد برآورد که اى عمّه! فرزندم را به نزد من آور! او را نزد وى بردم و او دو کف دستش را گشود و فرزند را در میان آن قرار داد و دو پاى او را بر سینه خود نهاد سپس زبانش را در دهان او گذاشت و دستش را بر چشمان و گوش و مفاصل وى کشید، سپس فرمود: اى فرزندم! سخن گوى، گفت:

أشهد أن لا إله إلّا اللَّه وحده لا شریک له و أشهد أنّ محمّدا رسول اللَّه صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم‏

سپس درود بر امیر المؤمنین و ائمّه فرستاد تا آنکه بر پدرش رسید و زبان درکشید.

سپس ابو محمّد علیه السّلام فرمود: اى عمّه! او را به نزد مادرش ببر تا بر او سلام کند آنگاه به نزد من آور، پس او را بردم و بر مادر سلام کرد و او را بازگردانیده و در مجلس نهادم سپس فرمود: اى عمّه! چون روز هفتم فرا رسید نزد ما بیا. حکیمه گوید: چون صبح شد آمدم تا بر او ابو محمّد سلام کنم و پرده را کنار زدم تا از سرورم تفقّدى کنم و او را ندیدم، گفتم: فداى شما شوم، سرورم چه مى‏کند؟

فرمود: اى عمّه! او را به آن کسى سپردم که مادر موسى موسى را به وى سپرد.

حکیمه گوید: چون روز هفتم فرا رسید آمدم و سلام کردم و نشستم فرمود:

فرزندم را به نزد من آور! و من سرورم را آوردم و او در خرقه‏اى بود و با او همان کرد که اوّل بار کرده بود، سپس زبانش را در دهان او گذاشت و گویا شیر و عسل به وى مى‏داد، سپس فرمود: اى فرزندم! سخن گوى! و او گفت:

أشهد أن لا إله إلّا اللَّه‏

و درود بر محمّد و امیر المؤمنین و ائمّه طاهرین فرستاد و تا آنکه بر پدرش رسید، سپس این آیه را تلاوت فرمود: بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ‏ و ما اراده مى‏کنیم که بر مستضعفان زمین منّت نهاده و آنان را ائمّه و وارثین قرار دهیم و آنان‏

را متمکّن در زمین ساخته و به فرعون و هامان و لشکریان آنها آنچه که از آن برحذر بودند بنمایانیم موسى بن محمّد راوى این روایت گوید از عقبه خادم از این قضیّه پرسش کردم، گفت: حکیمه راست گفته است.( کمال الدین و تمام النعمه، ج‏۲، ص: ۴۲۶)

در این روایت امام عسکری(ع) به حکیمه خاتون می فرماید: سیظهر یعنی ظهور میکند یا ظاهر می سازد چنانچه امام (ع) می توانست بفرماید : سیولد یعنی متولد می شود اما فرمود سیظهر پس ممکن است یاران امام صادق(ع) از تولد موعودشان با توجه به خفقان که در دوره امام حسن عسکری(ع) می باشد سوال میکردند و امام(ع) این نشانه را برای بدنیا آمدن حضرت حجت(عج) بیان فرموده اند چراکه به صورت تاریخی در آن زمان نیز عبدالله نامی از دنیا رفته است

 

۳-حتی اگر این روایت را بر نزدیکی امر ظهور بگیریم :

باید به این نکته توجه داشت که اگر منظور امام (ع) از عبدالله اسم عام بوده باشد همه ی بندگان خدا عبدالله هستند و به شخص خاصی نمی توان اشاره داشت حال اگر منظور امام از عبدالله اسم خاص باشد باید فهمید کدام عبدالله ؟ امام(ع) از نسب و نشانه های عبدالله و اینکه کدام حکومت است مطلبی نفرموده اند حال باید دید اگر منظور ، عبدالله در این منطقه باشد در حال حاضر عبدالله پادشاه اردن هم می تواند آن عدالله باشد همانطور که امام در این روایت صحبتی از مکان نکرده اند پس نمی توان این روایت را بر مرگ عدالله پادشاه عربستان تطبیق داد اما این را هم نفی نمی کنیم که به طور قطع نیست و به امثال این مسائل نباید به صورت صفر تا صد نگاه کرد زیرا روایات مهدوی دو پهلوست و چند برداشت می توان از آن انجام داد که باید به متخصص آن مراجعه کرد

لذا تطبیق آسیب بزرگ مسائل ظهور است و این نکته را باید دانست که در مسائل ظهور و مهدویت نمی توان نظر شخصی داد و حتی اگر آقای کورانی هم تایید کرده باشند که این عبدالله همان پادشاه عربستان است استنباط شخصی اشان بوده و نمی توان به آن استناد کرد در ضمن اگر بخواهیم به دنبال نشانه ها باشیم هنوز هیچکدام از آن پنج نشانه اصلی اتفاق نیفتاده است که ما بخواهیم در مورد نشانه های فرعی بحث کنیم پس اصل ظهور و شرایط آن بسیار مهم است و کسی که ادعای امام زمانی بودن می کند باید برای تحقق شرایط و زمینه سازی تلاش کند و کسی که منتظر ظهور و امام خویش است نباید با این اتفاقات کوچکترین خللی در انتظار و تلاش او وارد کند

در پایان صحبتی از روی دلسوزی با آقایانی که این روایات را تطبیق می دهند دارم

عزیزان عبدالله مرد و امام زمان(عج) نیامد پس چه شد؟

مگر نمی گویید انقدر صریح و روشن است که نیاز به دلیل ندارد و هرکس منکر است باید دلیل بیاورد عزیزان شما که آنقدر مردم را نصیحت می فرمایید که گوش به فرمان رهبری باشند مگر رهبر معظم انقلاب اسلامی نفرمودند تطبیق علائم ظهور غلط و انحراف است راستی عزیزان شما مطالب زیادی نسبت به ظهور فرمودید اما ظهور نشد ما چه کنیم؟

خداوند همه مارا عاقبت به خیر کند انشالله …

 

الاحقر علیرضا پورمسعود

 

==================================

مطالب بیشتر

مصاحبه استاد طبسی

مصاحبه استاد نصوری

مصاحبه استاد جعفری

 

 

 

 

0

پاسخ دهید


7 × = 28